نامه به دوست که هر چه هست از آن اوست

38288

درود نیمای عزیزم
حالِ تو نمیپرسم چون میدونم داغونی ولی تو هم حال من رو نپرس…

دیشب سالروز میلادم بود و امروز صبح هیچ کس بهم تبریک نگفت وقتی خبرها را راجع به تو خوندم فهمیدم چرا…

هرچی فکر کردم که چیکار میتوانم انجام بدم نتیجه نگرفتم میدونی چرا ؟ چون دیگه دوست دشمن مشخص نیست، چون اینکه میگن آدمها عوض شدن درسته،
چون اینکه میگن آدمها فقط به فکره خودشون هستند درسته، اونی که این میان درست نیست شرف و انسانیت هستش که کمیاب شده، دنبالش تو اینترنت هم گشتم، اونجا هم نبود، ولی جایش میدونی چی اومده ؟
جایش یک عده آدم نما اومده که وقتی بودی جرات جسارت حرف زدن درباره تو رو نداشتن ولی همین که تو دام افتادی شروع کردن درباره تو و آمدنیوز سخن پراکنی کردن، همون افرادی که آرزو داشتن در آمدنیوز از آنها مطلب بگذاری و التماس میکردن، حالا برنامه های چند ساعتی در یوتیوب میگذارند .

حقیقت اینکه چه میگن، اصلاً برام مهم نیست. ولی اینکه بعضی از مردم مخاطب اینگونه افراد میشوند و تصاویر و مزخرفات آنها را به اشتراک میگذارند آتشم میزنه، پیش خودم میگم نیما برای اینها جان خودش را به خطر انداخت؟

چقدر بد هستش که وقتی نیاز به کمک داری من نمیتوانم کاری برای تو انجام بدم، ولی یک چیز رو بهت قول میدم که هیچ وقت مایوس نشوم و به مبارزه برای آزادی تو ادامه بدم، وقتی بودی مگس های زیادی کنارمان بودن، اما حالا نیستند و مزاج دهانشان تغییر کرده و از شیرینی خبرهای افشا گری آمدنیوز به دور مدفوع شبکه های وابسته جیبری اسلامی رو آوردند .

خلاصه نیستی ببینی که چه وضعی شده، ولی یه جورایی احساس میکنم با گرفتار شدن تو خدا هم آهش گرفت، و ویروس کرونا آمد همه رو بعد تو زندونی کرد.
ولی مثل همیشه اون موقع که باید باشه نیست و با این ویروس حتی نمیتوانیم برای تو تجمع اعتراضی تشکیل بدیم…

راست میگفتی تو که جنسیت تو با باقی فرق دارد، میگفتی من از هیچ چیز نمیترسم و خط قرمزی هم ندارم، به این باور هم رسیدم و خاموشی اکثر رسانه ها را نسبت به جان تو را دیدم. به غیر از یک عده از آنها که سعی داشتن از آب گل ماهی بگیرند، و شروع به تماس گرفتن با من و باقی بچه ها کردند.

راستی یادم رفت بگم، منم کمی شناخته شدم، 20 سال تلاش کردم، مبارزه کردم، زندان رفتم، شکنجه شدم، در بیمارستان بستری شدم، کسی منو ندید،
اما با ربوده شدن تو دیده شدم و همه میخواهند با من هم مصاحبه کنند، جالب هستش مگه نه ؟ این ها همان مگس هایی هستند که گفتم.

اوایل برایم جالب بود چون میخواستم این جنایت رو همه جا بیداد کنم، و تا حدودی هم موفق شدم، ولی راستش با زیرکی و هوشیاری تمام یک پیام در مصاحبه خودت با مجری شکنجه گر به من دادی، و گفتی اگه من جای بچه های آمدنیوز بودم این کارها رو نمیکردم، یعنی این که هر چه ما مصاحبه میکنیم اونجا دارند تو رو عذاب میدهند… و من هم گرفتم، ولی نیما جان الان دیگه فرقی نمیکنه و برای من مبارزه از نو شروع شده، حالا میخواهم با همون روش سنتی و خوزستانی خودوم دمام دست بگیروم و سنجِ مرگشون رو بزنوم . وقتی فرقی بین نفرین و دعا نیست، وقتی اکثریت یا خواب هستند، یا خمار، یا خیلی سیرند، یا گشنه، وقتی همه میخواهند کور یا کر باشند، وقتی یک قاتل دانشمند و شهید معرفی میشه، وقتی یک عراقی سردار ایرانی میشه، وقتی دغدغه همه شده قیمت ارز و انتخابات امریکا، وقتی یک شاهزاده جز پیام تسلیت مطالب مهمتری نداره بگه، وقتی نمیدانیم دشمن کیه و دوست کیلویی چنده، دیگه چه فرقی میکنه من چه کاری انجام بدهم، ولی اینو بگم که یا همه با هم غرق میشویم یا ترکش هایش طناب دار تو را هم پاره میکند. نمیدونم این نامه من به تو میرسد یا خیر، و مدارهای الکترونیکی این همت را میکنند که به دست تو برسانند، یا آنها هم مثل سران کشورمان تبدیل به ویروسی میشود.

چیزی که میدانم این است که از ته دل به تو ایمان دارم و خواهم داشت، چیزی که میدونم اینه که آرزوهای خوبی برای مردم داشتی و دوست داشتی یک رسانه بدون وابستگی راه اندازی کنی که فقط صدای مردم باشی، برای داشتن آرزوهای تو انگیزه های خوب میخواست که تو داشتی، ولی چیزی که نداشتی پشت و مشت بود، فریاد داشتی ولی گلو نداشتی، اخبار خوب داشتی ولی دهان گشاد ایرج مصداق شد تفسیر خبر،…
ولی اینو بدون،
ساده بودن تو که تو را به دام انداخت جرم نیست، مجازاتش نه مرگ است و نه اعدام، بلکه زیستن در میان حصار مردمانی است که بی وجدانند، و بیداری رگ غیرت و شرف شان به این سادگی نیست.
نیما،
از بیداری میترسم، میترسم دوباره بری عراق و…

بگذریم از خودمان بگیم، اوضاع مالی چطوره؟ تعطیلات ژانویه کجا بریم؟ شب یلدا کجا هستی ؟ فالورها چقدر شده ؟ …
دغدغه این روزهای مردم ما…
به همین سادگی……

دوست دار تو مازیار
09/12/2020